پشت ویترین سکه فلزی؛ کاراته‌ی خوزستان در انتظار مدیری که پل بسازد، نه دیوار!

خوزستان، سرزمینی از قهرمانان، تشنه‌ی مدیری است که بتواند پل بزند و امکانات بیاورد، نه کسی که تنها دیوار بکشد و در نهایت، تماشاگر خالی ماندن صندلی‌های هم‌اندیشی باشد.

کلمه نیوز – مدیریت در سازمان‌های ورزشی، هرگز به معنای تصاحب یک صندلی یا صدور دستورات اداری نیست؛ مدیریت واقعی، هنر اتصال است؛ توانایی در ایجاد شبکه‌های ارتباطی مؤثر و تبدیل این روابط به منابعی که مسیر پیشرفت ورزشکاران را هموار کند. اما وقتی نگاهی به دوران ریاست فرهاد میناپور در هیئت کاراته خوزستان می‌اندازیم، با تضاد عجیبی روبرو می‌شویم؛ تضادی میان جایگاه و دست‌آورد.

در دنیای ورزش، معیار سنجش یک مدیر، توانایی او در جذب ساده‌ترین امکانات برای ورزشکاران است؛ موضوعی مثل تأمین یک دستگاه اتوبوس برای جابجایی دلسوزترین اعضا که نباید در حد یک رؤیا باشد. اما متأسفانه در این دوره، آنچه به جای دستاوردهای اجرایی دیده می‌شود، سکوت رابطه‌ای است. پرسش اینجاست: وقتی مدیری نه در تعامل با ارگان‌های بیرونی موفق است و نه در سازمان داخلی خود توانسته گره‌ای از مشکلات کاراته استان بگشاید، جایگاه او در کجای مثلث مدیریت قرار می‌گیرد؟

نکته‌ای که برای هر بیننده‌ای تأمل‌برانگیز است، تضاد میان نماد و واقعیت است. آرم فلزی ملی حفاری که بر یقه کت رئیس هیئت می‌درخشد، در نگاه اول نشانه‌ای از قدرت سازمانی به نظر می‌رسد، اما در عمل، این فلز تنها یک زیورآلات اداری باقی مانده است. حقیقت تلخ این است که این نماد، به هیچ حمایت واقعی یا امکانات ملموسی برای ورزشکاران تبدیل نشده است. باید به صراحت گفت: تفاوت میان کارمند بودن در یک سازمان و مدیر بودن برای یک ورزش، در توانایی اثرگذاری است؛ قابلیتی که در کارنامه اجرایی رئیس فعلی، جای خالی‌اش به شدت حس می‌شود.

اگر بخواهیم برای این ناتوانی در مدیریت، دلیلی بجوییم، شاید پاسخ را در صندلی‌های خالی نشست هم‌اندیشی اخیر بیابیم. وقتی اکثریت نمایندگان سبک‌ها، حضور در نشست رئیس خود را بی‌فایده می‌دانند و ترجیح می‌دهند غایب باشند، یعنی انشقاق جایگزین اتحاد شده و بی‌اعتمادی به جای مدیریت تکیه زده است. صندلی‌های خالی، بلندترین فریاد اعتراض به یک سبک مدیریتی است که نتوانسته است حتی در محیط کوچک خود، پذیرفته شود.

آقای میناپور عزیز؛ مدیریت، هنر متقاعد کردن دیگران و گشودن درهای بسته است، نه تزیین یقه کت با سکه‌های فلزی! اگر امروز فراهم کردن یک وسیله نقلیه برای ورزشکاران یا جلب اعتماد نمایندگان سبک‌ها دشوار است، شاید زمان آن رسیده که بازنگری کنید: آیا توانمندی‌های اجتماعی و اجرایی لازم برای هدایت این ورزش حساس در خوزستان را دارید یا خیر؟

خوزستان، سرزمینی از قهرمانان، تشنه‌ی مدیری است که بتواند پل بزند و امکانات بیاورد، نه کسی که تنها دیوار بکشد و در نهایت، تماشاگر خالی ماندن صندلی‌های هم‌اندیشی باشد.